تکنولوژی

هوش مصنوعی به زبان آدمیزاد؛ راهنمای جامع برای مبتدیان

هوش مصنوعی چیست؟

در ساده‌ترین تعریف و به دور از تمام هیاهوی رسانه‌ای، هوش مصنوعی یا AI، چیزی نیست جز نرم‌افزاری که توانایی‌هایی شبیه به انسان را از خود نشان می‌دهد. به همین سادگی.

اما چه توانایی‌هایی؟ ما انسان‌ها توانایی دیدن داریم؛ به اطراف نگاه می‌کنیم و اشیا، چهره‌ها و صحنه‌ها را درک می‌کنیم. این، توانایی «بینایی» (Vision) در هوش مصنوعی است. ما توانایی گفتگو داریم؛ می‌توانیم متن را بفهمیم، کلمات را از دل یک تصویر بخوانیم (تحلیل متن) و به سوالات پاسخ دهیم. و شاید مهم‌تر از همه، ما براساس اطلاعاتی که از حواس مختلف (دیده‌ها، شنیده‌ها، سوالات) دریافت می‌کنیم، «تصمیم» می‌گیریم.

بنابراین، وقتی از هوش مصنوعی صحبت می‌کنیم، منظورمان نرم‌افزاری است که می‌تواند یک یا چند مورد از این قابلیت‌های انسانی را تقلید کند: «یادگیری»، «استنتاج» و «استدلال».

اما در اکثر موارد، آنچه به‌عنوان هوش مصنوعی می‌شناسیم، درواقع «اتوماسیون» یا همان فرایند خودکارسازی نام دارد و برای درک بهتر AI، ابتدا باید فرق آن را با اتوماسیون بدانیم.

در دنیای علوم کامپیوتر یک جوک قدیمی وجود دارد که می‌گوید اتوماسیون، کارهایی است که ما همین‌حالا می‌توانیم با کامپیوتر انجام دهیم، اما هوش مصنوعی کارهایی است که ما دلمان می‌خواست می‌توانستیم با کامپیوتر انجام دهیم. به‌عبارت دیگر،‌ به‌محض اینکه بفهمیم چطور کاری را با کامپیوتر انجام دهیم، از حوزه‌ی هوش مصنوعی خارج و وارد اتوماسیون می‌شویم.

به‌عبارت دیگر، «هوش مصنوعی» درحال‌حاضر بیشتر اصطلاحی برای بازاریابی است تا اصطلاحی فنی. دلیل اینکه شرکت‌ها به جای استفاده از واژه‌ی «اتوماسیون» از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند این است که می‌خواهند در ذهن ما همان تصاویر علمی‌تخیلی فیلم‌های هالیوودی را تداعی کنند. اما این کار کاملا هم فریبکاری نیست؛ اگر بخواهیم دست‌ودل‌بازی به خرج دهیم، می‌توان گفت این شرکت‌ها قصد دارند بگویند درست است که تا رسیدن به هوش مصنوعی قوی راه درازی در پیش داریم، اما AI ضعیف کنونی را هم نباید دست‌کم گرفت، چون به‌مراتب از چند سال پیش، قوی‌تر شده است که خب، این حرف کاملاً درست است.

تاریخچه هوش مصنوعی

در نیمه‌ی اول قرن بیستم، داستان‌های علمی‌تخیلی، مردم را با مفهوم ربات‌های هوشمند آشنا کردند که اولین آن‌ها، شخصیت مرد حلبی در رمان «جادوگر شهر اُز» (۱۹۰۰) بود. تا اینکه در دهه‌ی ۱۹۵۰، نسلی از دانشمندان، ریاضیدانان و فیلسوفانی را داشتیم که ذهنشان با مفهوم هوش مصنوعی درگیر شد. یکی از این افراد، ریاضیدان و دانشمند کامپیوتر انگلیسی به‌نام آلن تورینگ (Alan Turing) بود که سعی داشت امکان دستیابی به هوش مصنوعی را با علم ریاضی بررسی کند.

تورینگ می‌گفت انسان‌ها از اطلاعات موجود و همچنین قدرت استدلال برای تصمیم‌گیری و حل مشکلات استفاده می‌کنند، پس چرا ماشین‌ها نمی‌توانند همین کار را انجام دهند؟ این دغدغه‌ی ذهنی درنهایت به نوشتن مقاله‌ی بسیار معروفی در سال ۱۹۵۰ انجامید که با پرسش جنجالی «آیا ماشین‌ها می‌توانند فکر کنند؟» شروع می‌شد. تورینگ در این مقاله به شرح چگونگی ساخت ماشین‌های هوشمند و آزمایش سطح هوشمندی آن‌ها پرداخت و با پرسش «آیا ماشین‌ها می‌توانند از بازی تقلید سربلند بیرون آیند؟»، آغازگر آزمون بسیار معروف «تست تورینگ» شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *